ویژه های نمایش
خوش آمديد
ورود / عضويت

محبوب ترين ها نوشته ها


  • فعالیت های اقتصادی امام علی(ع)دردوران تحریم

    چکیده:

    فرصت و چالش خروجی دو سبک تفکر در جامعه امروز ایران و جهان در برابر تحریم معرفی گردیده است، علت شکل گیری این دو گزینه در جعبه ذهن شخصیت های علمی و مردم یک جامعه به دو مدیریت فردی و مزدوج بر می گردد. مدیریت مزدوج از قدرت طهارت قلب آدمی سرچشمه گرفته و در مقابل مدیریت تک بعدی و جسم مدار و ظاهرگرا از رجس باطنی بشر به شمار آمده که عامل اسارت های اقتصادی انسان در طول تاریخ می باشد. خداوند حکیم در قرآن کریم با سبک سوال استفهام غیر قابل انکار می فرماید: ((هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ )) آیا خالقی غیر ازالله روزی دهنده شما از آسمان و زمین می باشد. طرح این سوال امتحانی برای نمایش در دوران تحریم اقتصادی انسان جلوه گری نموده و دو پاسخ را از ضمیر ایشان بیرون می کشد. در این مقاله به سوال اقتصادی چرا تحریم برای برخی فرصت می گردد و بخشی دیگر از انسانها را در چالش های بردگی فرود غلتادنده و اقتصاد تک بعدی را بر جامعه تحمیل می نماید، با استفاده ازسبک اقتصادی امام علی علیه السلام به مواردی از پاسخها اشاره می شود.

    واژه های کلیدی: فرصت و چالش اقتصادی تحریم – امام علی علیه السلام طهارت قلب

    متن:

    چرا حاکمیت بعد از پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله و سلم از مسیر خود خارج و تا امروز به انحراف خود ادامه می دهد؟ شاید این سوال در برخی اذهان جانبدارنه و فرقه مدار جلوه بنماید و لکن برای قضاوت منطقی و به دور از پوشش های فرقه گرایان نیاز است مبنای بینش و گرایش و کنش اقتصادی از امام علی علیه السلام به معرض قضاوت علمی گذاشته شود که چرا اقتصاد اسلامی بعد از پیامبر اکرم صلوات الله علیه به اقتصاد جاهلی عقبگرد نمود، و مسلمانان رو به اقتصاد نظام پادشاهی کرده و به الگوهایی، از قبیل ارباب و رعیتی و ماتریالیستی تن در دادند که هنوز از ظلم و ظلمت آن نمی توانند کمر راست نمایند، برای پاسخ به سوال در این پژوهش به آیات الهی و روایاتی از امام علی علیه السلام علیه السلام، متوسل می شویم.

    ۱ آیه شریفه ۶۴سوره طه:

    "فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی "

    )( پس هر ترفندی که دارید فراهم آورید، آن گاه استوار و هماهنگ به میدان مبارزه آیید. امروز هر که برتری یابد پیروز و خوشبخت می شود.))

    با توجه به محتوی و مفهوم این آیه شریفه و نظریه تغلب و اختلاف میان دو اصطلاح خلیفه و سلطان در میان دانشمندان مسلمان، آیا جایی برای نظریات امام علی علیه السلام در باره عدالت اجتماعی و اقتصادی با قی می ماند؟ نظر به اینکه دانشمندی مانند امام محمدغزالی که خود را کارشناس و اسلام شناس در جهان اسلام معرفی می نماید و با این تئوری که ایشان ارائه نموده اند:

    "الحق لمن غلب و الحکم لمن غلب، نحن مع من غلب"

    یعنی «حق با کسی است که غلبه کند و حکومت هم از آن اوست و ما هم با حاکم غالب هستیم"

    چگونه جهان اسلام زیر سلطه اقتصاد استکباری کمر شکن نگردیده و قدرت ابراز وجود داشته و برتری اقتصاد اسلامی را به رخ جهانیان بکشاند، آیا با استقاده از همین نظریه آپاراتد اقتصادی مجوز نمی گیرد تا دین را از اقتصاد تفکیک نموده و برده داری مدرن که در جاهلیت رکن اقتصادی محسوب می گردید را مشروعیت ببخشد.

    چرا مسلمانان با داشتن سرمایه کلان و منحصر به فرد باید از فقر و فلاکت به دامان اقتصاد ماتریالستی پنهان برده و دین را از زندگی خود تفکیک نموده و با دشمنان اسلام بر سر یک میز کاری و یک سفره طعام حاضر گردنند. برای باطل بودن حکومت های حاکمان کشورهای اسلامی همین گزارش کفایت می کند که:

    چرا حضرت علی علیه السلام مانند بردگان زحمت می کشیدند، تا آنجا که در مدت ۲۵سال تحریم، حداقل۲۵ باغ خرما در مدینه تولید نمودند که به قیمت بازار امروز، حاصل آن در ماه میلیاردی بود، و چرا برای کشاورزی این مقدار وقت صرف نمودند و اقدام به دیگر فعالیت های اقتصادی نکردند؟ چون امام علی علیه السلام آباد کردن زمین را عمل به قرآن دانسته و هم چنین کار را سرمایه خدمت و فرار از خیانت معرفی می نمودند، و همین عقیده ایشان سبب می گردید تا تولید حداکثری را عملا ترویج نموده و ساعت کارمفید خود را در خدمت به محرومان به نمایش بگذارند، حال با تفکر "الحق لمن غلب" چگونه روش اقتصادی حضرت علی علیه السلام برای مسلمانان قابل جمع با زندگی حکام اسلامی از صدر اسلام تا به امروز می باشد. توصیه های امام علی علیه السلام در بخش اقتصادی عهد نامه مالک اشتر که دامداری را با دعا ملائکه قرین دانسته و فلاکت و رکود اقتصادی را در فقر و فاقه ملت همراه می دانند چگونه با قانون تغلب مورد تایید ابن تیمیه ها و ابن فراها در کنار هم آرام می گیرد.

    چرا این دیدگاه اقتصادی امام علی علیه السلام دلیل بر اقتصاد باطل و فرعونی حاکمان کشور های می نماید:

    "من وجد مائا و ترابا ثم افتقر فابعده الله"

    ((کسی که آب و خاک داشته باشد و فقیر بماند! یعنی تلاش کشاورزی و اقتصادی نداشته، خداوند او را از رحمت خودش دور بدارد.))

    چرا این نظریه نورانی برای عشق ورزیدن به اقتصاد مقاومتی کفایت نمی کند، تا ریشه اقتصاد انفعالی از کشور عزیزمان و دول اسلامی ریشه کن گردیده و حیله استکبار جهانی و حامیان آن را برای همیشه نقش بر آب نماید؟ آیا یکی از دلائل مهم و شاید بالاترین علت آن، همین قاعده و قانون فرعون پسند مورد مذمّت قرآن کریم نبوده که زور شمشیر قانون ساز و اقتصاد بر پا کن می باشد.

    آیا منشأ بیکاری و تمایل به کارهای بدون زحمت و لذت مداری و اختلاس های فوق میلیاردی و خیانت به وطن و تخریب منابع طبیعی از رحم قاعده و قانون "الحق لمن غلب" متولد نمی شود؟ پاسخ این نوع سوالات را باید در فقر عقلی و فرهنگی مردم جوامع اسلامی جستجو نمود چرا که با قاعده تغلب، ابن تیمیه پسند لذت انسان در جسم و خیال او خلاصه می گردد، و برای حفظ آن لذت می توان شخصیت اسلامی و انسانی را با کفار و مشرکین معامله نمود، چنانکه در امروز جوامع اسلامی برخی کشورها با استکبار و صهیونیزیم خود را نزدیکتر می یابند تا مسلمانان، به همین دلیل منابع اقتصادی کشورهای مسلمانان برای قتل عام آنان توسط دشمنان اسلام هزینه و برنامه ریزی می گردد.

    آفات اقتصاد اسلامی با توجه به نظریه «الحق لمن غلب» از دیدگاه امام علی علیه السلام:

    "ماجاع فقیر الا بمامتع به غنی"

    ۱ امام در این باره می فرمایند: «خداوند سبحان غذا و نیاز نیازمندان را در اموال ثروتمندان معین کرده؛ پس هیچ فقیری گرسنه نمی ماند، مگر به واسطه اینکه ثروتمندان از حق آنان بهره مند شده اند. و خداوند آنها را به خاطر این عمل مؤاخذه خواهد کرد.»

    ثروتمندان با ابزارهای ظاهری و باطنی قدرت، به پشتوانه شیطان و نفس اماره حقوق فقرا را به نفع خود تصرف نموده، و از پی لذت ثروت تکاثری و مال اندوزی جامعه را به سمت و سوی تفکیک دین از اقتصاد و سیاست سوق می دهند.

    ۲ "الفقیر حقیر لایسمع کلامه و لا یعرف مقامه"

    «{فقیر در چشم مردم} بی مقدار است؛ نه سخنش شنیده می شود و نه جایگاهش شناخته می شود.»

    ثروتمندان تابع قانون "الحق لمن غلب" بدنبال فقیر کردن مردم جامعه بوده، و اجازه قدرت و ثروت را برای غیر خودشان عقیم کرده و معترضان بر سر راهشان را با سلاح سرد فقر اجتماعی، و قتل عام حق به جانب از مقابل خود به کنار می زنند.

    ۳ "کاد الفقر ان یکون کفرا"

    « نزدیک است که فقر به کفر منجر شود.»

    ثروتمندان پیرو قاعده "الحق لمن غلب" در پی کفر مردم اجتماع بوده و به همین جهت از رفاه مردم در خوف بوده و برای درمان آن، دور بودن دین از زندگی مردم را با خرافات بر قرار نموده و و دین ر ا برای تخدیر عوام در خدمت خود کشانده، وعالمان دینی را با سلاح تهدید و تمطیع در جوار خود طلب می نمایند. در حالیکه حضرت علی علیه السلام چه شب هایی را در جوار انبار مغز گندم و خیک های عسل به یاد مردم فقیر سر گرسنه بر زمین می گذاشتند.

    ۴ "انما خلقت للاخرة لاللدنیا"

    «تو برای آخرت خلق شده ای نه برای دنیا»

    ثروتمندان حامی قاعده "الحق لمن غلب" مردم را برای نسیان از برنامه های شوم خود، به آرزوهای دنیای ثروتمندان و قدرت مداران و رقابت های مادی و لذتهای آن فرو برده، تا آنها را به انسان تک بعدی تبدیل کرده، و با جلوه دادن قدرت در اختیار خودشان، دستتان خداوند را بسته و یا رها شده، و در اختیار ثروتمندان معرفی نموده، تا با زحمات آن مردمان غافل و دنیا مدار جهان خودشان را آباد نمایند. همچنانکه درآیه شریفه ۶۳ سوره المائده آمده است:

    "و قالت الیهود یدالله مغلولة غلت أیدهم و لعنوا بما قالوا."

    «یهودیان گفتند: دست خدا با زنجیر بسته است. دست های آنها بسته باد و به خاطر این گفتار از رحمت الهی دور شوند، بلکه هر دو دست (قدرت) او باز است، هرگونه بخواهد می بخشد.»

    برابر آیات شریفه قرآن مردم تحت فرمان ثروتمندان، تا آنجا غافل می شوند که دست بشر باز و قدرت خداوند را مسدود مشاهده می کنند.

    ۵ "بالعدل تتضاعف البرکات."

    «به وسیله برقراری عدالت، برکات و نعمت های خدای متعال فزونی می یابد.»

    ثروتمندان قائل به قاعده " الحق لمن غلب" عدالت اجتماعی را برابر قانون تغلب تفسیر نموده و برای توجیه آن، قوانین در دین الهی را به نفع خود تغییر داده و اقدام به عوام فریبی می نمایند، همچنانکه معاویه برای اداره جامعه مسلمانان اقدام به خرید روایات از جعال حدیث بر علیه امام علی علیه السلام نموده، و لعن بر آن حضرت را بر بالای منابر واجب کرد تا از دستورات اقتصادی امیر المومنین علیه السلام در امان مانده، و زیر سوال مردمان فقیر و زحمت کش جامعه نرود، و این سبک تا حال حاضر در برخی دول اسلامی محسوس و قابل مشاهده می باشد.

    حسین درودی – معاون امور استانهای ستاد همکاری حوزه های علمیه و وزرات آموزش و پرورش

    مطالعه بيشتر »
  • معیارها ی مخالفت و موافقت با برجام

    این روزها دو جریان عمده سیاسی کشور بصورت گسترده ای به موضوع برجام پرداخته اند و در جریان سیاسی کشور برجام به شاخص مهم جناح بندی سیاسی تبدیل گردیده است . جریان اصول گرا و اصلاح طلب در شرایط فعلی به یک جریان جدید تبدیل شده است که عمدتا بر محور برجام عمل می نماید و عبارت جدیدی در ادبیات سیاسی کشور در حال شکل گیری است بنام برجامی یا نا برجامی که طیف طرفداران و مخالفان برجام را تشکیل می دهند .

    اما واقعیت این است که برای مخالفت با روند فعلی برجام و یا موافقت با ادامه روند فعلی هر شخص و یا جریان سیاسی باید به چه سئوالاتی پاسخ دهد تا با قبول و یا رد جریان برجام خود را در طیف طرفداران یا تقابل گرایان با برجام بداند .

    در این نوشتار نگارنده با این فرض که از اصل ماجرا گذر کرده ایم و دیگر ماندن در دوره گذشته غیر ممکن است سئوالاتی را مطرح کرده تا با جستجوی افراد و پاسخ دادن به این سئوالات بتوان به شرایط جدید کشور و منطقه پی برده و بجای تقابل با برجام به یک مبنای جدید دست یافت و این مبنی چیزی نیست جز اینکه سود و زیان برجام در ادامه راه برای کشور ایران چه خواهد بود و ما چگونه باید عمل کنیم تا حداکثر بهره را از شرایط متزلزل فعلی برده و این برهه از زمان را به سلامت سپری کنیم

    و اما سئوالات مد نظر :

    سئوال اول : اولین سئوالی که باید به آن این روزها پاسخ داده شود مرز مقاومت در برابر تحریم ها است . با این پیش فرض که دولت همان دولت قبلی یا مشابه آن باشد مرز مقاومت در برابر تحریم ها و استمرار فعالیت هسته ای کجا ست .

    سئوال دوم : در صورتی که پاسخ سئوال اول مشخص شد باید به سئوال دوم توجه نمود . این سئوال به میزان نزدیکی حاکمیت و مردم به یکدیگر بستگی دارد سوال این است که

    مرز تحمل جامعه کجاست و توسط چه کسانی و با چه معیاری این مرز مشخص می شود

    سئوال سوم : تمام جریانات سیاسی کشور به این امر واقف هستند که دوران هشت ساله تا قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم دوره افزایش قیمت نفت در منطقه بوده است این دوره به طور عجیبی بالاترین میزان افزایش قیمت نفت را در خود داشته بگونه ای که نفت تا مرز ۱۱۰ دلار پیشرفته و احتمال رسیدن آن به ۱۲۰ دلار نیز می رفت اما سئوال این است که اگر تحریم ادامه می یافت و قیمت نفت همان ۱۲۰ دلار باقی می ماند چه تاثیری بر اقتصاد ما داشت با این فرض که میزان صادرات ما با دور زدن تحریم و در یک دوره زمانی طولانی تر حداکثر همان ۵۰۰هزار بشکه در روز باقی می ماند

    سوال چهارم : مسئله بعدی که باید به آن توجه نمود میزان بهره مندی کشور عربستان به عنوان بزرگترین رقیب منطقه ای ایران در طول تاریخ از شرایط تحریم ایران و صدور ۸ میلیون بشکه در روز با قیمت ۱۲۰ دلار است . این بهره مندی از قیمت بالای نفت با بیشترین میزان تولید و حضور در بازارهای جهانی فاصله قدرت منطقه ای عربستان در منطقه با ما را چه اندازه اضافه می کرد در حقیقت شکاف قدرت ما و این سه کشور منطقه به چه میزان عمیق تر می شد .و این شکاف ما را به چه سمتی و سویی می کشاند به عبارتی ساده تر نتیجه افزایش فزاینده ی درآمد های نفتی عربستان بر تقابل سیاسی این دوقدرت منطقه ای در دراز مدت چه بود .

    سوال پنجم :هزینه های اقتصادی ناشی ازعملیات اجرایی دور زدن تحریم و خرید کالا با قیمت های گزاف چند درصد از درآمد های ما را تحت تاثیر خود قرار می داد .

    سوال ششم : چه تضمینی وجود داشت که قیمت نفت ۱۲۰ دلاری تثبیت می شد و اگر بر اساس شرایط بین المللی بازار نفت و با توجه به جایگاه نفت شل و نفت آمریکا برای حضور در بازار بین المللی نفت به منظور کنترل قیمت در شرایط اضطراری در دوره تحریم قیمت نفت کاهش می یافت ما با چه سناریویی مواجه می شدیم .

    بعد از رفع تحریم :

    در ادامه بحث از فضای سئوالات دوران تحریم بیرون آمده وارد فضای پس از برجام می شویم .

    دولت و مجموعه نظام یک اصل را پذیرفته که با یک لبخند قهرمانانه وارد مذاکرات شده با همه مشکلاتی که در این مسیر وجود داشت و با همه احتمالاتی که برای آینده دیده می شد در جریان یک مذاکرات فشرده که در طول تاریخ بی سابقه بوده است به توافقی به اصطلاح جامع با کشورهای ۱+۵ دست یافت . این توافق مبنای ارتباطات منطقه این ایران در دوره جدید گردید. حالا ما برای این دوره نیز سئوالاتی را طرح می کنیم تا مشخص شود در این دوره چگونه می توان به موضوع نگاه کرد.

    سوال اول : بعد از رخدادهای برجام در حوزه بین المللی نوعی فضای آرام ایجاد گردید که حضور سران کشورهای اروپایی در ایران و همچنین حضور ریاست جمهوری ایران در کشورهای اروپایی شاخص اصلی این آرامش بود سئوال این است که از فضای آرام سیاسی بین الملل که نصیب ایران شده است چه بهره ای می بریم

    در مقابل رقبای منطقه ای ما مانند عربستان سعودی از شرایط جدید

    چه زیانی متحمل شده اند که باعث شده تمام تلاش و کوشش خود را به سمت مقابله با ایران هدایت کنند .

    کشورهایی که در دوران طلایی تحریم ایران به اندوخته های خود افزوده و هیچ گاه برای کاهش تنش ما و غرب اقدامی نکردند اکنون چرا به یک جبهه واحد بر علیه ما تبدیل شده اند .

    سوال سوم : اگر شرایط بر همین منوال به پیش رود که توافق ۱+۵ بصورت روی کاغذ اجرا شود ولی در عمل اتفاق مهم و اساسی رخ ندهد . این موقعیت تا چه زمانی قابل دوام است به عبارتی دیگر موقعیت کج دار و مریز بین ما و غرب پس از برجام تا جه زمانی قابل دوام خواهد بود .

    سوال چهارم : آیا کشورهای اروپایی که طالب بازار بزگ و امن هفتاد میلیونی ایران هستند این وضعیت رفتار دوگانه آمریکایی ها را تحمل خواهند کرد.

    سوال پنجم : طولانی شدن روند فعلی برای ایران تا چه زمانی قابل قبول است . دوره زمانی که ایران باید برای رفع این مشکل تحمل کرده و تلاش کند تا از طریق دیپلماسی و راهکارهای دیده شده در توافقنامه بکار گیرد تا موانع برطرف گردد چه مدت است .

    مرز بندی زمانی این دوره را چه کسانی در کشور تشخیص می دهند و صبر و بردباری مردم ایران به شکل عام نه جریانات سیاسی از این دوره تا چه زمانی است . در حقیقت مردم ایران که هدف اصلی این توافق هستند در کنار ثمرات سیاسی برجام که در این مدت ملموس بوده است برای دیدن ثمرات اقتصادی تا چه زمانی باید صبر و بردباری و شکیبایی داشته باشند .

    سوال ششم : اوضاع عراق , سوریه , یمن به کدام سو خواهد رفت تغییر در شرایط سیاسی جنگ در این کشورها تا چه میزان موجب اثرگذاری بر ادامه روند توافق ایران و ۱+۵ خواهد شد .

    سوال هفتم : برای ایران یک راه دیگر در این مسیر وجود دارد و آن هم بر هم زدن قاعده بازی به دلیل خدعه طرف مقابل است اما سوال این است که بر هم زدن قاعده بازی از سوی ایران به دلیل عدم اجرای تعهدات طرف مقابل در دوره کوتاه مدت آیا منافع ایران را تامین می نماید . بازگشت به عقب برای ما چه مخاطراتی دارد .

    سوال آخر اینکه : چه میزان دستیابی به توافق انجام شده حداقل خواسته ما را تامین می نماید. و آیا ایران به این حداقل خواسته ها راضی خواهد بود .

    در خاتمه نگارنده اعتقاد دارد برای بررسی ابعاد مختلف موافقت و مخالفت با برجام نیاز به اطلاعات گسترده اقتصادی , سیاسی است و این نوشتار تنها تلاش دارد تا به صورت محدود با طرح سوال راه را برای تحقیق بیشتر در این زمینه باز گذاشته تا خوانندگانی که تمایل به ادامه مطالعه می باشند با تحقیق بیشتر در پی یافتن پاسخ سوالات خود باشند . چرا که پیروی مطلق و بدون مطالعه از جریان مخالف و موافق برجام باعث ایجاد جریانات سیاسی مختلفی در جامعه می شود که نتیجه این جریانات نا خواسته می تواند بر روند برجام تاثیر مستقیم گذاشته و خواسته یا ناخواسته دولت و نظام را در یک اقدام انجام شده و ناخواسته قرار دهد .

    مطالعه بيشتر »
  • بازیگرانی که مُد و تیپ ساز شدند

    بی راه نیست اگر برهه ای از سینمای ایران را در تیپ سازی جامعه موثر بدانیم. وقتی نه فشنی در کار بود و نه فضای مجازی ای، نه شبکه های ماهواره ای در کار بود و نه چیزی که ملت از آن کپی برداری کنند و خودشان را به آن ریخت و قیافه بزک کنند. سری چرخاندیم در دهه ۵۰ و ۶۰ سینمای ایران پیش و پس از انقلاب و شخصیت سینمایی ای را که روی مردم تاثیر داشته و مدل بخشی از جامعه شده بودند، انتخاب کردیم. به قطع با کند و کاو بیشتر، تک و توک نفرات دیگران را مقطعی و گذرا می شد پیدا کرد، ام انگشت اشاره به تابلوترین آن ها بود.

    پاشنه تخم مرغی و یقه خرگوشی

    «پاشنه کفش هایش را می خواباند، با هر بار قدم برداشتن پایش را روی زمین می کشد و لخ لخ می کند، کت مشکی اش را با انگشت سبابه دست راست روی شانه حمل می کند، از در حیاط که وارد می شود، هم زمان با «ننه» گفتن، هم چنان در انتظار جوابی از سمت «ننه» است تا درخواستش را که معمولا به چایی در استکان های کمرباریک ختم می شد، بگوید.»

    این تصویر آشنایی برای بسیاری از جوان های دهه ۴۰ و ۵۹ شمسی است، آن هایی که با فردین و قیصر زندگی می کردند و همه عشقشان این بود که شبیه آن ها حرف بزنند، راه بروند، لباس بپوشند و رفتار کنند. در میان شخصیت های روزگار قدیم سینمای ایران کم نبودند بازیگرهایی که نمونه ای برای تقلید جوان ها در جامعه می شدند. قبل از انقلاب در شهرها بیشتر رد پای خواننده های معروف آن زمان را می شد دید، اما در شهرهای کوچک تر که امکانات کمی هم داشتند، محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی، بهمن مفید، جمشید آریا (هاشم پور) و رضا بیک ایمان وردی به وفور دیده می شد.

    کفش های پاشنه تخم مرغی قیصر، حرف زدن و راه رفتن های بهروز وثوقی که در بیشتر فیلم ها از الگوی مشخصی پیروی می کرد، مخصوصا بعد از سال ۴۸ به اوج خودش رسید. بهروز وثوقی با کت یقه خرگوشی و پاشنه های خوابانده شده کفش هایش جایگاه ویژه ای برای جوانان داشت، منش و کردار جوان مردانه او با وجود این که جایی قاتل بود و جایی معتاد، همیشه به چشم می آمد و در زندگی مردم عادی هم تاثیر بسزایی داشت.

    کله کچل زینال

    سال ۶۸ بود و بعد از به نمایش درآمدن فیلم سینمایی «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری، در این فیلم جمشید آریا نقش «زینال بندری» را بازی می کرد و سرش را تراشیده بود. این سر تراشیده زینال به قدری جایگاه ویژه ای در میان مردم پیدا کرد که پس از آن می شد خیلی ها را دید که یا سرشان را کچل کرده بودند یا دلشان می خواست این کار را انجام دهند.

    تکیه کلام و کت و شلوار لوطی وار

    در آن دوران ناصر ملک مطیعی هم با استفاده از تکیه کلام هایی مانند «یا مرتضی علی» و گاهی کج کردن لب بین جوان ترها محبوبیت خاصی داشت. البته نوع راه رفتن و شکل لباس پوشیدن او هم دور از چشم جوان ها نبود. البته کت و شلوارهای ملک مطیعی هم خود ژانر جدایی بود که لوطی منشی نقش های او را منتقل می کرد و لوطی پسندان بر تقلید از کت و شلوار او نه نگفتند.

    اورکت و تلویزیون سیاه سفید

    رضا بیک ایمان وردی بدل کاری را در ایران راه انداخت. در زمانی که فیلم های اکشن خیلی در سینمای ایران جایی نداشتند، بیک ایمان وردی در این حیطه فعالیت کرد و نتوانست هنر بدل کاری و ژانر فیلم های اکشن را به صورت حرفه ای در ایران راه بیندازد.

    از مشخصه های بارز او کت بلند و کلاهی بود که همیشه می پوشید و البته به دلیل این که آن روزها تلویزیون رنگی را در خانه ای نمی شد پیدا کرد، کسی هم نمی دانست این کت قهوه ای روشن است و نه مشکی!

    موی لختِ فرق وسطی

    یادی از قدیم و مدل های قدیمی تر

    خواننده لس آنجلسی که این روزها بیشتر آهنگ هایش هم غمگین هستند، پیش از مهاجرت از ایران، بازیگر بود و در سال های ۷۹ و ۸۰ دو فیلم در ایران بازی کرد. «پر پرواز» فیلمی به کارگردانی خسرو معصومی بود که او در نقش بابک که خواننده بود و در فیلم هم گیتار می نواخت، فرق وسط باز می کرد و موهایش که لَخت هم بودند، ظاهر تازه ای را به جوانان آن دوران داد و البته گیتار زدن هم در همان روزها خیلی زیاد شد و ناخن های بلندی را که بهانه اش موسیقی کارکردن بود، می توانستیم در همه جا ببینیم.

    اولین دماغ عملی سینما

    افسانه بایگان را به ضرس قاطع باید نخستین زن هنرپیشه ای دانست که دماغش را عمل کرد! افسانه بایگان در سال ۶۲ در سریال «سربداران» به کارگردانی محمدعلی نجفی بازی کرده بود و پس از آن در سال ۶۴ با فیلم «گمگشته» به کارگردانی مهدی صباغ زاده به سینما می رود. در دهه ۶۰ و زمانی که هر سال یک فیلم بازی می کرد و معروفیت هم به دست آورده بود، دماغش را عمل می کند و بعد از آن موجی از عمل های دماغی در جامعه به وجود می آید. اصلا می توان گفت که بایگان به ایرانی ها یاد داد که این عمل می تواند تغییرات زیادی روی صورت هایشان داشته باشد.

    هفته نامه چلچراغ - شراره داوودی

    مطالعه بيشتر »
  • هویت ملی و جهانی شدن

    چکیده

    ما در عصر جهانی شدن زندگی می‌کنیم و خواه ناخواه از آن تأثیر می‌پذیریم. این امر در حوزه اقتصاد (سیاست‌های اقتصادی دولت نمی‌تواند بدون توجه به اقتصاد جهانی صورت بگیرد) و سیاست (ضعیف شدن نقش دولت در جامعه) به خوبی مشهود است. اما آنچه بیشترین اهمیت را دارد و لزوم بررسی دقیق و عمیق‌تری را می‌طلبد، این است که فرایند جهانی شدن علاوه بر اینکه روی گروه‌ها، دولت و سیاست‌های اقتصادی تأثیرگذار است؛ بر فرد فرد اعضای جامعه کلان انسانی (فارغ از هویت فردی و جمعی‌شان) مؤثر است، به گونه‌ای که امروزه نمی‌توان یک فرد ایرانی را به طور کامل با هویت ایرانی‌اش تعریف کرد.
    بنابراین امروزه هویت جمعی خالصی برای هیچ جامعه‌ای با مرزهای مشخص سیاسی وجود ندارد، از این رو باید با حفظ میراث گذشته (عناصر سازنده هویت ملی) نسبت به شکل گیری هویت جدید (هویت جهانی) حساس بوده و خود سازنده آن باشیم.
    به منظور اثبات ادعای فوق، مقاله حاضر می‌کوشد با نشان دادن ابعاد مختلف هویت ملی ایرانیان، چالش‌هایی را که این هویت در عصر جهانی شدن و متأثر از آن، با آنها مواجه شده است، نشان دهد.
    کلیدواژه‌ها: هویت، هویت ملی، جهانی شدن و جامعه ایرانی.

    مقدمه

    واژه Identity به معنای هویت، از Identitas مشتق شده و همواره با دو مفهوم متضاد تعریف می‌شود؛ همسانی و تفاوت.
    بنابراین گفته می‌شود: هر ملت یا فردی هویت ویژه‌ای دارد (همسانی) و در عین حال، چنین ملت و فردی هویت متمایز و ویژگی‌های منحصر به فردی (نسبت به ملل دیگر) دارد (تفاوت). به بیان دیگر، هویت داشتن یعنی بیگانه بودن ولی از دو جنبه متفاوت: مانند دیگران بودن در جامعه و طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان (گل محمدی، 1381: 223). به عبارت دیگر، هویت به بازشناسی مرز میان خودی و بیگانه (درون گروه از برون گروه) کمک می‌کند.
    مباحث مربوط به طرح هویت، هر چند در آغاز متوجه موضوع بحران هویت بود، ولی مسیر بعدی آن به سمت بازسازی هویت در جوامع گوناگون کشیده شد. هویت اجتماعی نه تنها ارتباط اجتماعی را امکان پذیر می‌کند، بلکه به زندگی افراد هم معنا می‌بخشد. در ضمن فرایندی برای خودشناسی کنشگران اجتماعی است که معناسازی نیز به واسطه‌ی آن صورت می‌گیرد. هویت‌ها معانی کلیدی هستند که ذهنیت افراد را شکل می‌دهند، مردم به دیگران می‌گویند که چه کسی هستند و مهم‌تر اینکه به خودشان نیز می‌گویند که چه کسی هستند (همان: 37).
    عناصر تشکیل دهنده هویت ملی شامل سرزمین، نژاد، زبان، فرهنگ، اخلاق، اسطوره و میراث فرهنگی- هنری و... است.
    هر چند انسان‌ها در مورد رعایت آداب و رسوم خود (به عنوان بخشی از هویت خود) بسیار کوشا هستند و سرعت تغییر سنت‌ها در جوامع (مخصوصاً جوامع جهان سوم) حرکتی آرام و کند دارد، اما در عصر حاضر پدیده‌ای مثل جهانی شدن باعث شده است که تأثیرات مختلفی بر کشورها و جوامع وجود داشته باشد؛ تأثیرات بسیاری در زمینه اقتصادی سیاسی، فرهنگ و ادیان (پویا، 41:1382).
    از این رو در عصر حاضر سرعت تغییر فرهنگ و در نتیجه هویت جوامع نسبت به قبل بیشتر شده است، مخصوصاً از این لحاظ که کشورهای پیشرفته با استفاده از رسانه‌های اطلاع رسانی مثل اینترنت و ماهواره در مسیر جهانی شدن تأثیرات بسیار زیادی خواهند داشت. از آنجا که تمام این رسانه‌ها در زمینه‌های فرهنگی فعال هستند؛ بنابراین جهانی شدن تأثیرات بسیار عمیقی بر فرهنگ‌ها و هویت‌های ملی خواهد داشت (حصاری، 1382: 78). از این رو باید نسبت به تأثیری که جهانی شدن بر هویت ملی‌مان می‌گذارد آگاه بوده و به چالش‌های پیش رو پاسخ دهیم.
    حال باید به این سؤال پاسخ داد که هویت جامعه ما از چه عناصری تشکیل شده است و این عناصر تحت تأثیر جهانی شدن چه تغییراتی کرده است.

    1- تعریف مفاهیم

    1-1- فرهنگ

    گیدنز فرهنگ را این گونه تعریف می‌کند:
    فرهنگ هر جامعه عبارت است از: ارزش‌های اعضای آن جامعه، هنجارهایی که از این ارزش‌ها پیروی می‌کنند و کالاهای مادی که تولید می‌کنند (گیدنز، 1376: 55).
    به طور کلی هر جامعه‌ای فرهنگی دارد که از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شد. این فرهنگ، نهادهای دینی، ارزش‌ها، باورها، قوانین، سنن، علوم و صنایع را در برمی‌گیرد. این ویژگی‌ها از طریق آموزش و فرایند جامعه پذیری از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

    2 -1- دگرگونی فرهنگی

    هر چند مردم نسبت به رها کردن سنت‌ها، ارزش‌ها، آداب و رسوم خود برای قبول سنت، ارزش و آداب و رسوم تازه انعطاف ناپذیر و سختگیرند، کمتر فرهنگی است که در طول تاریخ دچار دگرگونی‌هایی نشده باشد. هرجا که عناصر جدید و مجموعه‌های نو در فرهنگ ظاهر می‌شود و بدین سان محتوا و ساخت فرهنگ را عوض کند، دگرگونی فرهنگی رخ می‌دهد. مقاومت در برابر دگرگونی فرهنگی هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که این دگرگونی‌ها با انحراف شدید از ارزش‌های سنتی و رسوم همراه باشد.

    3 -1- هویت ملی

    آنچه از مفهوم هویت ملی در این مقاله مد نظر است عبارت است از: مجموعه‌ای از آداب و رسوم، سنت‌ها، احساسات، ارزش‌ها که یک جمع را از جمعی دیگر متمایز می‌کند و توانایی هویت بخشی و پویایی دارد، ضمن اینکه این جمع از زبان، نژاد، گفتار و نوشتار خاص خود برخوردار است.

    4 -1- جهانی شدن

    شاید یکی از ساده‌ترین تعاریف جهانی شدن این باشد که جهانی شدن از جهان به عنوان یک مکان واحد صحبت می‌کند یا تعریف دیگری که جهانی شدن را روندی می‌داند که در آن مردمان جهان به یکدیگر نزدیک شده و در یک جامعه جهانی زندگی می‌کنند. به عقیده رابرتسون، جهانی شدن یعنی به حداقل رسیدن زمان و نزدیک شدن مکان در این حالت هرگونه عکس العمل خود را به سرعت دریافت می‌کند و به سرعت مجدداً به عمل تبدیل می‌شود (توحید فام، 1382: 1663).

    5 -1- هویت ملی ایرانیان

    هویت نشانگر نیازی است همگانی به درک خود به عنوان فردی که به رغم داشتن چیزهای مشترک با دیگران از آنها جدا است. بنابراین هویت نوعی خودشناسی فرد یا یک ملت در ارتباط با دیگران است. این فرایند مشخص می‌کند که یک فرد یا ملت از لحاظ اجتماعی کیست و چه جایگاهی دارد (پاول، 1374: 578).
    ضرورت بحث از هویت در عصر جهانی شدن این است که داشتن تعریفی از خود اولین قدم نه تنها در ایفای نقش بلکه از مقدمات انسان بودن است (رجایی، 1383: 40).
    برای به دست آوردن ابعاد هویت ملی، ابتدا به تعریف چند تن از صاحب نظران در مورد این مفهوم اشاره می‌کنیم:
    فرهنگ رجایی هویت را این گونه معرفی می‌کند هویت چارچوبی است پویا که بیشتر شکلی از آگاهی به خود به جامعه، فرهنگ، تاریخ و آینده القا می‌کند (همان: 14). به دلیل اینکه هویت مقوله‌ای چند تکه و چند بعدی است گفتگو از آن را نه فقط باعث تفرقه‌اندازی میان خود و دیگری نمی‌داند، بلکه آن را سبب بازیگری و ایفای نقش و اعتماد به نفس می‌داند (همان: 47). او هویت ایرانیان را در چهار عنصر ایران، اسلام، سنت و غرب می‌داند و آنها را در کتاب مشکل هویت ایرانیان به طور کامل بسط می‌دهد.
    شهید مطهری هم هویت را در برخورداری از یک حس ملی می‌داند و منظور از آن را وجود احساس مشترک یا وجدان و شعور جمعی در میان عده‌ای از انسان‌ها که یک واحد سیاسی یا ملت را می‌سازند، معرفی می‌کند (همان: 50). به گمان مطهری، هویت ایرانی دو پایه دارد: ایرانی بودن و علاقه و سرسپردگی ایرانیان به اسلام.
    عبدالکریم سروش نیز در کتاب رازدانی و روشنفکری و دینداری، هویت امروز ایرانیان را در سه فرهنگ ایران، اسلام و غرب می‌داند.
    ما ایرانیان مسلمان حامل و وارث سه فرهنگیم و تا نسبت خود را با این سه فرهنگ معین نکنیم و ندانیم که در کجا و در کدام جغرافیای فرهنگی زندگی می‌کنیم، به خوبی از عهده عمل سازنده فرهنگی و اجتماعی بر نخواهیم آمد، آن سه فرهنگ عبارتند از سه فرهنگ ملی، دینی و غربی (همان: 59).
    آنچه از جمع بندی نظرات بر می‌آید این است که هویت ملی ایرانیان از ارزش‌ها و هنجارهای سنت ایرانی، سنت اسلامی و در عصر جهانی شدن از سنت غربی به وجود آمده است. این سه عنصر در زمان و فضای مشخصی باعث شکل گیری زبان، مذهب، تاریخ و فرهنگ مشترک میان ایرانیان شده است. از این رو فرهنگ ایرانیان شامل دو عنصر ایرانیت و اسلامیت است که در قلمرو جغرافیایی مشخص (سرزمین ایران) و در طول قرون و اعصار متداوم شکل یافته است. به عبارت دیگر، این دو عنصر ایرانیت و اسلامیت از آغاز شکل‌گیری با یکدیگر تعامل و تبادل آرا داشته‌اند. ضمن اینکه عنصر سوم (فرهنگ غرب) در نتیجه گسترش ارتباطات در دوران معاصر نقش مهمی بازی می‌کند.
    در زمینه نحوه تکوین هویت ملی در ایران، گفتمان‌های مختلفی وجود دارد. این گفتمان‌ها از زمانی شکل گرفتند که هویت ایرانی با غیر خود مواجه شد. به بیان دیگر در عصر قاجار و پهلوی که آغاز ورود تجدد به ایران به شمار می‌رود، نشانه‌های رسمی شکل گیری هویت ملی ایران هم دیده می‌شود. در واقع اولین پیام‌آوران تمدن غرب صاحب منصبان دیوانی اعزامی به روسیه و اروپا و دانشجویان بودند. این روند از زمان قاجاریه با بازگشت میرزا صالح شیرازی از فرنگ و نوشتن سفرنامه حیرت نامه توسط ابوالحسن خان ایلچی شروع شد. از این دوره به بعد، ایرانیان (نخبگان ایرانی) خود را در تقابل با غرب شناختند و یا به شناخت خود و معرفی این خود به مخاطبان (توده مردم) پرداختند (اکبری، 1:1384).

    6 -1- گفتمان ایرانیت دین‌گرا

    این گفتمان بر دو عنصر ایرانیت و اسلامیت به عنوان دو جزء اساسی هویت جمعی تأکید دارند و گفتمان خود را گفتمان ایرانیت جدید دین‌گرا معرفی می‌کند. طالبوف از نمایندگان این گفتمان است (همان: 62).

    7 -1- گفتمان ایرانیت قوم‌گرا

    این گفتمان بر دو عنصر زبان و تاریخ ملی تأکید دارد و به دنبال نوسازی مفهومی است، جلال الدین میرزای قاجار از نمایندگان این رویکرد است (همان: 65).

    8 -1- گفتمان ایرانیت سکولار و باستان‌گرا

    این گفتمان به نمایندگی میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی بر عناصر زبان، خط، تاریخ، دین و ترقی به عنوان عناصر اصلی هویت ایرانی تأکید می‌کنند (همان: 67).

    9 -1- گفتمان ناسیونالیسم ایرانی

    این گفتمان نژاد، خون، تاریخ واحد، فرهنگ واحد، دین، جغرافیا و سرزمین و حکومت واحد را عوامل سازنده و انسجام بخش ملیت می‌داند (همان: 67).

    2- ابعاد هویت ملی ایرانیان

    بر اساس مجموع نظرات مطرح شده و ثقل توجه گفتمان‌های هویتی در ایران می‌توان به این برداشت رسید که هویت ملی ایرانیان 6 بعد دارد.

    1 -2- بعد اجتماعی

    هر فردی در شکل‌گیری شخصیت خود تحت تأثیر محیط اجتماعی که متعلق به آن است، قرار دارد. این بعد، متأثر از افرادی است که در این محیط با فرد مورد نظر روابط دوستانه دارند. هرچه ارتباط گسترده‌تر شود موجب تقویت بعد اجتماعی هویت ملی خواهد شد.

    2-2- بعد جغرافیایی

    این بعد همان ضرورت داشتن سرزمین برای شکل‌گیری یک ملت است. در واقع محیط جغرافیایی تبلور فیزیکی، عینی، ملموس و مشهود هویت ملی به حساب می‌آید.

    3 -2- بعد دینی

    داشتن دین و تعالیم مذهبی مشترک و پایبندی و وفاداری به آن، اعتقاد و تمایل به مناسک و آیین‌های مذهبی فراگیر در فرایند شکل دهی به هویت ملی بسیار مؤثر است. بعد ملی هویت دینی دارای ابعادی چون موارد زیر می‌باشد:
    1- پایبندی به جوهر دین و ارزش‌های دینی و فراگیر بودن این ارزش‌ها،
    2- دلبستگی جمعی و عمومی به این شعائر، مناسک و نهادهای دینی و
    3- مشارکت و تمایل عملی به ظواهر و آیین‌های دینی و مذهبی.

    4 -2- بعد فرهنگی

    وجود میراث فرهنگی مشترک بین افراد جامعه موجب توافق فرهنگی بین اعضای آن ملت می‌شود. شاخص‌های مهم فرهنگی و اجتماعی ایران عبارتند از: 1- آیین‌ها و سنت‌های عام، 2- جشن‌ها، اعیاد و فرهنگ عام، 3- ارزش‌های سنتی، 4- طرز لباس و پوشش، 5- معماری بناها و مکان‌ها، 6- رسوم و عرف و 7- هنرهای بومی و ملی.

    5 -2- بعد زبانی

    زبان از آنجا که وسیله ‌اندیشیدن است در ایجاد هویت اجتماعی و جهان بینی یک ملت نقش بسیار مهمی را بازی می‌کند.

    6 -2- بعد سیاسی

    تعلق به دولت و نظام‌های سیاسی و ایدئولوژی آن- از آنجا که دولت‌ها همواره می‌کوشند تا ایدئولوژی خود را به کمک ابزار مشروعیت بخش آن به مردم خود بقبولانند- می‌تواند باعث شکل‌گیری هویت مشخصی در افراد آن جامعه شود.
    آنچه در این مقاله منظور نظر ما می‌باشد، این است که این ابعاد هویتی در طول فرایند جهانی شدن با چه چالش‌هایی مواجه شده‌اند. بنابراین بهتر است که این مفهوم به طور تفصیلی توضیح داده شود.

    3- جهانی شدن

    می‌توان گفت؛ جهانی شدن یک فرایند دیالکتیکی است و جایگاه کشورهای مختلف در این فرایند با یکدیگر متفاوت است.
    برخی از کشورها و فرهنگ‌ها به راحتی تسلیم فرهنگ‌های دیگر می‌شوند و برخی به دلیل داشتن انعطاف پذیری به آرامی تحول می‌یابند. عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضع‌گیری‌ها بی‌تأثیر نیست. البته تنها داشتن قدمتی تاریخی و اجتماعی کافی نیست، فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد، اگر همراه با خود آگاهی و شناخت نباشد، اهمیتی ندارد. ارتباط اجتماعی منشأ فرهنگ است.
    زمانی که فرهنگ‌ها در هم آمیخته می‌شوند مردم برخی از ویژگی‌های فرهنگی را از فرهنگ‌های دیگران و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می‌کنند. اگر اثرات فرهنگ‌ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات فشار روانی ایجاد می‌کند. (هری، 117:1383). این موضوع می‌تواند به بحران هویت منجر شود.
    جهانی شدن هویت ملی را به چالش طلبیده است. فرایند جهانی شدن از رهگذر دگرگون کردن شالوده‌های نظری رویکردهای سنتی، فرایند هویت سازی را دستخوش تحولات جدی نموده است. از رهگذر این جهانی شدن، مرزهای سیاسی، فرهنگی و هویتی فرو می‌ریزد و جوامع در جامعه‌ای جهانی ادغام می‌شوند.
    کشور ما هم در این زمینه مورد استثنایی نیست. بی گمان اگر ایران در فرایند جهانی شدن شرکت کند نقش فعال‌تری در حفظ هویت خود دارد.

    4- چالش‌های هویتی ایران در عصر جهانی شدن

    همان گونه که در آغاز نیز ذکر شد، جهانی شدن تمامی هویت‌های ملی را با چالش مواجه کرده است و ملت‌ها را در عرصه هویت ملی‌شان با بحران مواجه کرده است. به منظور هرگونه برخوردی با این موضوع لازم است که این چالش‌ها شناخته و معرفی شوند.

    1 -4- چالش بعد تاریخی هویت ملی

    زمان یکی از عواملی هویت ساز به شمار می‌رود و تداوم داشتن در طول زمان از عناصر هویت بخش می‌باشد. فرد هنگامی می‌تواند مدعی هویت داشتن باشد که از تداوم خود اطمینان حاصل کند. توجه به گذشته نیز به دلیل اهمیت آن در تقویت احساس ثبات شخصیت می‌باشد.
    در حالی که در اثر جهانی شدن، پیوند میان یک گذشته مشترک و حال مشترک از بین می‌رود و نظم سنتی موجود مبتنی بر مکان‌های انحصاری و تداوم‌های معنا بخش و هویت ساز نابود می‌شود (گل محمدی، 1381: 236).

    4-2- چالش بعد جغرافیایی هویت ملی

    علاوه بر نفوذپذیر شدن مرزها در اثر گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی یکی از پیامدهای جهانی شدن گسترش دموکراسی و حق تعیین سرنوشت و همچنین مباحث مربوط به حقوق بشر می‌باشد که این مسئله می‌تواند کشورهایی را که دارای تفاوت‌های قومی و زبانی و... می‌باشند، تحت تأثیر قرار دهد. در واقع جهانی شدن نه تنها موجب کاهش سطح اقتدار حکومت‌ها می‌شود، بلکه موجب تقویت خرده فرهنگ‌ها و تحریک آنها نیز می‌شود و با اولویت بخشی به هویت‌های فروملی موجبات تقویت گرایش‌های گریز از مرکز را فراهم می‌کند؛ چرا که سازمان‌های متعددی تحت عناوین بشر دوستانه و حافظ حقوق اقلیت‌ها بر حکومت‌ها فشار وارد می‌کنند و مانع از اقدام مؤثر حکومت‌ها در راستای کنترل مؤثر نیروهای گریز از مرکز می‌شوند. بنابراین در نهایت می‌تواند موجب به خطر افتادن یکپارچگی و تمامیت ارضی کشورهای چند قومی، زبانی، مذهبی و... شود. باید توجه داشت که ارتباطات و اینترنت، امکانات زیادی را در اختیار هویت‌های فرو ملی برای بسیج نیروها و اطلاع رسانی گسترده قرار داده است، یعنی هویت‌های فرو ملی در گذشته دارای محدودیت‌های زیادی در زمینه تکثیر و پخش اطلاعیه‌ها و کتب و جزوات خود بودند ولی امروز به راحتی از طریق سایت‌های ویژه اینترنتی به این امر مبادرت می‌ورزند (مختاری، 1386: 13).

    3 -4- چالش‌های بعد دینی و مذهبی هویت ایرانی

    همچنان که گفته شد تضعیف هر یک از ابعاد هویت ملی به چالش کشیده شدن هویت ملی را سبب می‌شود؛ از آنجایی که فناوری ارتباطات و رسانه‌ها به دلیل قرار داشتن در کنترل غرب به صورت یک سویه اقدام به پخش جهانی ارزش‌های غربی می‌کنند و همچنین پخش مسائل غیراخلاقی از اینترنت می‌تواند تأثیر بسیار سوئی بر ابعاد مذهبی افراد بگذارد، این مسئله کارکرد مذهب را به عنوان یکی از عناصر هویت ملی به چالش می‌کشد.
    چالش دیگری که از این زاویه می‌تواند متوجه کشورهایی با اقلیت مذهبی شود، این است که جهانی شدن باعث تقویت بنیادگرایی مذهبی شده و تحرک و پویایی را در پیروان آن مذهب به دنبال می‌آورد و آنها در برابر پلورالیسم دینی غرب جبهه می‌گیرند و حتی در مواقعی این اقلیت‌ها داعیه استقلال نیز سر می‌دهند (همان: 13).

    4-4- چالش بعد فرهنگی و اجتماعی هویت ایرانیان

    رواج فرهنگ غربی در اثر فناوری ارتباطات موجب بروز برخی ناهنجاری‌ها و ضد ارزش‌ها در جوامع می‌شود و علاوه بر آن شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت با انتشار امور غیر ارزشی موجب تضعیف ارزش‌های ملی شده و فرهنگ جوامع را دچار اضمحلال ارزش‌ها می‌کنند (همان: 14).

    5 -4- چالش بعد زبانی

    بین المللی شدن زبان انگلیسی موجب یادگیری گسترده آن توسط نخبگان و استفاده از آن به عنوان زبان علمی می‌شود که این مسئله نیز در اثر گذر زمان موجب فراموشی تدریجی زبان ملی می‌شود.
    استحاله زبان، بخش مهمی از هویت ملی را استحاله می‌کند، چرا که تمام تولیدات فکری و معنوی در زبان قبلی حبس می‌شود و دیگر کاربردی نمی‌یابد (همان: 14).

    ابعاد هویت ملی و تأثیر جهانی شدن بر آن

         ابعاد هویت دینی
    دوره

    فرهنگی (سنت، زبان)

    جغرافیایی

    سیاسی

    دینی

    قبل از شکل گیری مباحث جهانی شدن

    زبان فارسی
    سنت ایرانی - اسلامی

    ارتباطات در چنبره حوزه جغرافیایی ایران

    دولت

    اسلام

    بعد از شکل گیری مباحث جهانی شدن

    رواج زبان علمی واحد(انگلیسی)
    رواج آداب و رسوم جدید وضعیف شدن سنت خودی

    فروپاشی مرزهای جغرافیایی به دلیل حجم وسیع ارتباطات و مفاهیمی مثل حقوق بشر و دموکراسی

    تضعیف نقش دولت در اداره جامعه

    مطرح شدن پلورالیسم دینی و عرضه محصولات مکاتب عقیدتی مختلف


    5- نتیجه‌گیری

    هویت هر فرد یا جامعه تمایز بخش او از افراد یا جوامع دیگر است. در اعصار قبل که حجم ارتباطات به سرعت امروز نبود، هویت و فرهنگ هم قرن‌ها به یک شکل پایدار باقی می‌ماند و به راحتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.
    امروزه به دلیل حجم گسترده ارتباطات و تبادل اطلاعات میان جوامع مختلف، از یک طرف میزان آشنایی افراد جامعه با فرهنگ‌های غیر بیشتر می‌شود و از طرف دیگر، میزانی از انعطاف پذیری و عدم دلبستگی و تعصب زیاد نسبت به فرهنگ خود برخوردار می‌شوند. از این رو فرهنگ و هویت جمعی در عصر حاضر پویایی و تحرک بیشتری دارد.
    یکی از مباحثی که در عصر حاضر مطرح می‌شود و بر هویت جوامع و افراد بسیار مؤثر است، بحث جهانی شدن است. جهانی شدن به طور ساده عبارت است از: تلاش اندیشه بشری برای ایجاد دهکده جهانی و در ایجاد ارتباط میان ملل از طریق فناوری (اینترنت، ماهواره و...) و شکل دادن ویژگی‌های عام فرهنگی ملل (مثل زبان واحد، پوشش یکسان و... ) بسیار اثرگذار است.
    از این رو، هویت هر جامعه که فرهنگ و آداب و رسوم جامعه سهم زیادی در شکل‌گیری آن دارد، در معرض تمایز زدایی میان ملل و در نتیجه کم شدن جاذبه‌ها و تفاوت آن با ملل دیگر است. به همین دلیل باید ابعاد هویتی جامعه ایران (سرزمین، سیاست، دین، زبان و...) شناخته شود و تلاش شود در عصر جهانی شدن به کمک باز تعریف آنها، تمایز آنها را با فرهنگ ملل دیگر حفظ کنند.

    پی‌نوشت‌:

    1- دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب.

    منابع :
    1. اکبری، محمد علی، تبار شناسی هویت جدید ایران، عصر قاجار و پهلوی اول، تهران: علمی و فرهنگی، 1384.
    2. پاول، هنری، ماسن، رشد و شخصیت کودک، ترجمه مهشید یاسایی، تهران، نشر مرکز، 1374.
    3. پویا، عبدالرضا، مقاله چالش‌های فرهنگ ایرانی با جهانی شدن، نگاه حوزه، شماره 99-98، 1382.
    4. توحید فام، محمد، فرهنگ در عصر جهانی شدن، چالش‌ها و فرصت‌ها، تهران: نشر روزنه، 1382.
    5. حصاری، علی اکبر، به سوی حکومت جهانی امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)، قم: انتظار نور، 1382.
    6. رجایی، فرهنگ، مشکل هویت ایرانیان امروز، تهران: نشر نی، 1383.
    7. گل محمدی، احمد، جهانی شدن، فرهنگ و هویت، تهران: نشر نی، 1381.
    8. گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، 1376.
    9. مختاری، حسین، جهانی شدن و تأثیر آن بر هویت ملی، 1386.
    10. هری، س، تری یاندیس، فرهنگ و رفتار اجتماعی، ترجمه نصرت فتی، تهران: نشر رسانش، 1383.

    منبع مقاله :
    حاجیانی، ابراهیم؛ (1389)؛ هویت و جهانی شدن، تهران: مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک، چاپ اول

    مطالعه بيشتر »
  • شهادت طلبي از ديدگاه امام خميني(ره)

    بدون شک نظریات امام خمینی (ره) درباره شهادت و انگیزه‏های آن در جهان معاصر و برای نسلهای آینده فصل جدیدی را در ترویج فرهنگ شهادت و تهییج عشق به شهادت، در بین مسلمانان ایران در جهان گشوده است. مطالعه در زندگینامه امام نشان می‏دهد که شهادت‏خواهی و شهادت طلبی و توجه به آثار آن در تمام مراحل زندگیشان متجلی است. بررسی گفته‏ها و نکته‏ها و وصایای شهدا و رزمندگان دفاع مقدس نشان می‏دهد که آموزه‏ها، دکترین و سنت امام خمینی (ره) الهام بخش‏ترین عامل و تاثیرگذارترین شعار، در پرورش روحیه‏ی ایثار و شهادت طلبی آنان بوده است. اولین موضوع در بررسی موضوع شهادت طلبی از نظر امام خمینی (ره) تجلی این روحیه قول و سیره عملی ایشان است. شهامت و از جان گذشتگی و ایثار و صلابت و مجاهده‏ی در راه خدا از ویژگیهای بارز شخصیتی امام است. امام از ابتدای نهضت با افرادی مواجه  بود که درک صحیحی از شهادت نداشتند و یا شهادت را مربوط به دوران خاصی می‏دانستند. اولین کار او در آغاز نهضت از 15 خرداد و نیز در استمرار آن و در حوادث خونین دیگر چون 17 شهریور و سایر حوادث خونبار انقلاب اسلامی و نیز در دفاع مقدس تبیین فلسفه جهاد و شهادت بود. عده‏ای با کنایه و گاه از روی دلسوزی به امام می‏گفتند چه کسی جواب این خونها را خواهد داد امام بارها فرمودند همان کسی که جواب خونهای شهدای صدر اسلام و شهیدان کربلا را دارد. اولین کار او برای تقویت روحیه جهاد و شهادت طلبی این بود که شهادت مربوط به زمان خاصی از تاریخ و آرزوی شهادت فقط مربوط به مبارزان صدر اسلام نیست. کار کلیدی او تفسیر صحیح از مفهوم حدیث «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» و دعای مشهور «یالیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما» بود. او معتقد بود که آرزوی شهادت و دفاع از دین، فقط مختص زمان پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) نیست. همه باید عاشورایی باشند و از سالار شهیدان تاسی نمایند. او با طرح شعار معروف «خون بر شمشیر پیروز است» فصل جدیدی را در ادبیات سیاسی و انقلابی معاصر گشود. و معتقد بود هر کس که این شعار را واقعا بپذیرد روحیه‏ای پیدا می‏کند که از هیچ چیزی نمی‏هراسد. و به استقبال شهادت می‏رود. از طرف دیگر عمل به تکلیف و فرع بودن نتیجه در منظر او ناشی از اعتقاد به «احدی الحسینین» بود. او معتقد بود که پیروزی در انقلاب و دفاع مقدس و یا شهادت هر دو پیروزی است. و این راز عدم هراس از مرگ و رمز شهادت طلبی او و یارانش بشمار می‏آید. امام چون اولیاءالله همواره تمنای شهادت داشت حتی بعد از پذیرش صلح و قطعنامه نیز از این موضوع غافل نمی‏شود و در قسمتی از پیام تاریخی خود بعد از پذیرش قطعنامه می‏نویسد: امروز خمینی آغوش و سینه خودش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و در برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است. و همچون همه عاشقان شهادت برای درک شهادت روزشماری می‏کند.از نظر او شهادت طلبی دارای رمزی است که تا شناخته نشود نمی‏تواند عامل حرکت و پیروزی جنبشها شود. «ملتها باید رمز را بفهمند که رمز پیروزی این است که شهادت را آرزو بکنند و برای حیات، حیات مادی، دنیای حیوانی ارزش قائل نباشند. این رمز است که ملتها را می‏تواند پیش ببرد. این امری است که قرآن آورده است. احاطه فوق‏العاده امام بر مسائل عرفانی و اجتماعی و علمی و سیاسی و انقلابی و دینی موجب تفسیر جامع  شهادت طلبی از نظر ایشان شده است. تفسیر عرفانی او از شهادت طلبی، بسیار عمیق و دقیق است. در تعبیر عرفانی امام معمای شهادت با عشق قابل فهم است و شهدا در قهقهه مستانه‏اشان و در شادی وصولشان «عند ربهم یرزقون»  اند و از نفوس مطمئنه‏ای هستند که مورد خطاب «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»   پروردگارند.او به بازیافتن شهدا نزد خداوند و ضیافت مقام ربوی و ارتزاق نزد رب‏الارباب اشاره می‏کند. در جایی دیگر او به ضعف جهان‏بینی مادی نظام سرمایه‏داری و کمونیستی و پیروان آنها و نیز کژاندیشی دیدگاه ناسیونالیستی و ملی‏گرایی افراطی در شناخت دقیق مقام و مفهوم شهادت اشاره می‏کند و می‏فرماید: «اذناب آمریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله‏ای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنه‏های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوئیم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد.» درک کامل انگیزه‏های شهادت طلبی از نظر امام، زمانی قابل فهم است که نگرش ایشان به حیات بعد از مرگ و معابر بررسی شود. از نظر او مرگ انتقال از دنیای فانی به دنیای باقی و رسیدن به نتایج اعمال است. و شهادت طلبی انتخاب بالاترین و زیباترین و آگاهانه‏ترین نوع مرگ است. و یا در جایی دیگر می‏نویسد «چه غافلند دنیا پرستان و بی‏خبران که ارزش شهادت را در صحیفه‏های طبیعت جستجو می‏کنند و وصف آن را در سروده‏ها و حماسه‏ها و شعرها می‏جویند و در کشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد می‏خواهند و حاشا! که حل این معما جز به عشق میسر نگردد.»  کسانی از مرگ می‏ترسند که به فنای انسان اعتقاد دارند و «آنان که به معاد و قیامت معتقدند باکی از مرگ ندارند.»  از نظر او «انگیزه شهید برای شهادت رسیدن به حیات جاوید است.»  امام انگیزه شهیدان را شوق لقاء دلدار می‏داند. از این منظر، این «عشق به محبوب حقیقی است که بالاترین انگیزه را برای شهید ایجاد می‏کند.»   درک انگیزه قرب و ارتزاق عندالله از نظر ایشان نه تنها برای انسانها بلکه بسیاری از کروبیان غیرقابل حصول است. «ما خاکیان محجوب یا افلاکیان چه دانیم که این ارتزاق عند ربهم شهدا چی است»  در جای دیگر ایشان به علم حصولی و حضوری مشاهده مستقیم میدانی شهیدان اشاره می‏کنند. «آنچه که (فلاسفه و عرفا) با قدم‏های علمی و استدلالی و عرفانی یافته‏اند اینان (شهدا و ایثارگران) با قدم عینی به آن رسیده‏اند و آنچه آنان در لابه‏لای کتابها و صحیفه‏ها جستجو کرده‏اند، اینان در میدان خون و شهادت در راه حق یافته‏اند.»و در جای دیگر ایشان به عدم درک و ارزیابی دقیق فلسفه شهادت در راه خداوند، با انگیزه‏های بشری و انگیزه‏های مادی اشاره می‏کند و شناختن «و راه یافتن به کنه این مقام را از مختصات انسان کامل»  می‏دانند همچنین ایشان به نفی انگیزه‏های مادی و اثبات انگیزه‏های معنوی شهادت طلبی اعتقاد دارند.
    «کسی دلش نمی‏خواهد برای شکم شهید شود و یا کسی جوانش را شهید ببیند تا خانه خوبی داشته باشد. در شهادت عالم دیگری مطرح است که همه اولیاء خدا و همه انبیاء همواره به دنبال آن بوده‏اند.»  چشم انداز دیگر امام (ره) به موضوع شهادت طلبی ابعاد اجتماعی، دیگرخواهی و جنبه عدالت‏جویی است. از این منظر توجه به سرنوشت و مصالح جامعه بسیار مهم است تا جایی که در صورت نیاز فرد باید برای صلاح و اصلاح خود را هم فدا کند. «فرد باید فدای جامعه بشود هر چه بزرگ باشد. بالاترین فرد که ارزشش بیشتر از هر چیز است در دنیا، وقتی که با مصالح جامعه معاوضه کرد این فرد باید فدا شود. سیدالشهدا برای همین آمد و رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا کرد که فرد فدای جامعه بشود و جامعه باید اصلاح بشود «لیقوم الناس بالقسط» با توجه به موقعیت خاص انقلابی جامعه، امام از جان گذشتگی و ایثار و گریز از نفع طلبی و عافیت‏خواهی را لازمه یک انقلاب می‏داند. از نظر او «طبع یک انقلاب، فداکاری است، لازمه یک انقلاب، شهادت و مهیا بودن برای شهادت است. قربانی دادن در راه انقلاب و پیروزی و استمرار آن اجتناب‏ناپذیر است بویژه انقلابی که برای خدا و  نجات مستضعفان و قطع امید، جهانخواران و مستکبران است.»   همچنین ایشان شهادت را زندگی افتخارآمیز و چراغ هدایت ملتها می‏داند. در موضوع انگیزه‏های فردی، امام معتقد است که «شهدا در پی یک معامله تاجرانه و توام با سود با خداوند هستند.» انگیزه‏های شهادت طلبی از نظر او فراتر از نیازهای اولیه حیات و در ردیف انگیزه‏های معنوی و فوق مادی هستند. «انگیزه شهادت طلبی رهایی از «من» و «ما» و رهایی از نیازهای اولیه طبیعی و دستیابی به گوهر گرانبهای عزت و شرف و ارزشهای انسانی»  و «رهایی از قیدها و بندهای خودبینی و خودخواهی» است. شهادت از نظر او هنر مردان خدا و خط سرخ شهادت میراثی از خاندان نبوت و ولایت است و شهید به وجه‏الله نظر می‏کند و به لقاءالله می‏اندیشد و لذا شهید بدنبال مرگ فی سبیل الله است. «در اولین اعلامیه رسمی و سیالی امام که با آیه «قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنی و فرادی» شروع و با آیه «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقط اجره علی الله» پایان می‏یابد، توجه به موضوع شهادت و قیام و مبارزه و نیز خدایی بودن انگیزه‏های آن مشخص است.او آرزوی شهادت را از ویژگیهای بارز عارفان و روحانیون اصیل می‏داند و معتقد است آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر نهان حوزه‏های روحانیت را درک کرده‏اند در فلسفه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده‏اند.»
    بطور خلاصه انگیزه شهادت طلبی را از نظر امام (ره) می‏توان به شرح ذیل برشمرد:
    1- نظر کردن به وجه‏الله و رسیدن به مقام فنای فی الله که مرتبه نهایی توحید عملی و عشق و ارادت به محبوب ازلی است که البته از ادراک انسانهای عادی خارج است و مستلزم درجاتی از ادراک عرفانی است.
    2- ادراک الهی و تقویت انقلاب و حکومت اسلامی.
    3- انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح و هدایت جامعه و سالم‏سازی جامعه از ظلم، تبعیض، استثمار، استعمار و استبداد.
    4- دفاع از عدالت و آزادگی و حق‏طلبی و فدا شدن برای ارزش‏های متعالی.
    5- رهایی از هواهای نفسانی و خودبینی و ترک لذتهای زودگذر دنیوی و توجه به لذتهای معنوی و گزینش بهترین و شایسته‏ترین نوع مرگ برای رسیدن به حیات طیبه و زندگی جاویدان.
    6- ترویج حق و عدالت و تزریق روح حماسی در جامعه
    7- دفع فتنه و رفع فساد.
    منبع: کتاب شهادت طلبی در قرآن و سنت

    مطالعه بيشتر »
RSS